با عضویت در گروه یاهوی ما هرهفته
عکس های جالب
دیوان وکتاب رایگان مطالب جالب بدرد بخور
just go:
http://groups.yahoo.com/group/genius74
ادبیات نمیمیرد
به گریه گفتمش:آری ولی چه زود گذشت
بهار بود و تو بودی و عشق بود و امید
بهار رفت و تو رفتی و هر چه بود گذشت
![]()
ويژگيهاي قصه ی عاميانه ی فارسي |
محمد حنیف |
![]()
اسطوره، تاريخ، رمان؛ پيوند زندگي و انسان |
شايد اگر اسطوره نبود، تاريخ و به تبع آن زندگي شكل نمي گرفت، تاريخي نبود تا، آن را بكاويم و از گوشه و كنارش چيزي بيابيم و بر سر آن جنگي كنيم و يا حتي آن را بستاييم و بر سر بگذاريم. انسان از همان روز كه انديشيدن آغاز كرد ـ چه زمان بود واقعاً ؟ ، از همان لحظه اي كه ميوه ممنوع را خورد ؟ ـ تاريخ را شكل داده است. زندگي تاريخي انسان نيز اسطوره را در رگ و پي تاريخ دوانده است. پيشتر كه بيايي فلسفه مي آغازد و درام نويسي و نمايش صورتي متعالي ازانديشه مي شود. ديباچه به درازا نكشيده نگاهي بيندازيم به نشست يكصد و نود و يكم كانون ادبيات، سخنراني «شهرام اقبال زاده» درباره اسطوره و تاريخ و رمان. اقبال زاده در اين سخنراني تقريباً45 دقيقه اي مي خواست از اسطوره به تاريخ ... سخنراني «شهرام اقبال زاده» درباره اسطوره و تاريخ و رمان. اقبال زاده در اين سخنراني تقريباً45 دقيقه اي مي خواست از اسطوره به تاريخ و از تاريخ به رمان برسد.
|
![]()
مقدمه: عناصرآن، به روابط دلالتي جديد دست يافته است. در ميان تمام آثار نيچه، چنين گفت زرتشت، اثري است که بيش از سايرين ازصحنه پردازيهاي ادبي بهره برده است و کوبريک علاوه بر استفاده از صحنهها و واژههاي کليدي فلسفه نيچه، به منظور تاکيد بيشتر، در موسيقي متن، سمفونيايي از اشتراوس به همين نام را انتخاب کرده است. نوشتار پيش رو شايد اندکي بازي باوري و بيقيدي نيز به همراه داشته باشد زيرا بيش ازآنکه خواست جستجوي حقيقت درميان باشد، عملي چون نگاه کردن به تصاوير گوناگون است و نه صرفا انطباق آن با نسخهي اصلي. هدف اصلي از انجام اين رويه مواجه کردن دو چهره با هم در دو عرصهي مختلف است، قصد اين است تا بار ديگرو البته اين بار با واژگان نيچه به تماشاي فيلم بنشينيم.
|
![]()
از امثال عرب است كه گويند: بزغاله اى بر پشت بامى ، به گرگى كه از پايين مى گذشت دشنام داد. گرگ گفت : تو مرا دشنام نمى دهى ، بل جاى تست كه مرا دشنام مى دهد.
![]()
![]()
درسهام خیلی سنگین شدن...به همین دلیل کمتر فرصت میکنم به اینترنت وصل بشم در نتیجه اینجا هم دیر به دیر آپ خواهد شد.![]()
تا آپ بعدی خداحافظ...![]()
از خدا جوییم توفیق ادب...
پايگاه اينترنتي ابوالمعاني ميرزا عبدالقادر بيدل دهلوي افتتاح شد. منبع:کانون ادبیات ایران |
مرد همسایه مان دیشب مرد و چه غریب مرد.هنوز یک هفته نمیشود که
به این شهر کوچک آمده اند.
و من در حیاط مشغول غوره شستن هستم تا در سال آینده اگر خواستم
سالاد بخورم حتما آبغوره داشته باشم.خنده ام می گیرد.مسخره
است.صدای ضجه های دختر همسایه را میشنوم و در فکر آینده هستم...
دختر همسایه طوری فریاد می زند که سنگ
آب میشود:_ بابایغریبم...بابام غریب مرد...
درحالی که غوره های شسته شده را در سبد می ریزم،زیر لب
میگویم:_همه ما غریبیم....

![]()
![]()